گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

164

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

دشمن را از بالاى كوه برانيم . آن‌گاه گزنفون نظر داد كه قلهء كوه به لشكر آنها مربوط مىشود و از آنجا به تپه‌اى كه دشمن اشغال كرده بود راهى هست و گفت اى خريسوفوس بهترين تدبير ما آن خواهد بود كه برق‌آسا در تصرف كردن قله بتازيم و اگر بتوانيم آن نقطه را تصرف كنيم نفراتى كه ارتفاعات مسلط بر معبر ما را اشغال كرده‌اند مقاومت نخواهند كرد . اگر تو مايل باشى به فرماندهى لشكر اين‌جا باش و من به عزم آن كار خواهم رفت يا اگر ترجيح ميدهى تو به قله كوه حمله كنى من در اين‌جا خواهم ماند . خريسوفوس اظهار داشت منوط به رأى خودت خواهد بود تا هر شقى را كه ترجيح ميدهى برگزينى . آن‌گاه گزنفون به عنوان اينكه جوان‌تر است رفتن را ترجيح داد اما به خريسوفوس تأكيد كرد سربازانى از جلو جبهه در اختيارش بگذارد زيرا كه آوردن نفرات از عقب كارى طولانى است . در نتيجه خريسوفوس افراد سبك اسلحه‌اى از صف جلو فرستاد و به جاى آنها نفراتى را كه در محوطهء داخلى بودند گذاشت وى همچنين سيصد نفر زبده از افراد خود را در جلو ميدان فرمان داد كه به دستهء گزنفون ملحق شوند . آن‌گاه با سرعتى تمام رهسپار شدند . اما همين كه دشمن از بالاى تپه عجلهء آنها را به طرف قله ديد آنها نيز در رسيدن به مقصد با يونانىها بناى مسابقه گذاشتند . در اين گيرودار داد و فرياد از نفرات طرفين در تشويق همقطاران خويش برخاست . گزنفون كه سواره از كنار دستهء خود عبور ميكرد سربازان را در تعجيل تهييج نموده مىگفت : « اى سربازان گرامى ، باور كنيد اين مسابقه‌اى به مقصد يونان است هرگونه شتابى كه در اين لحظه بنمائيد براى تجديد ديدار زن و فرزند شماست اگر در اين لحظات